محمد باقر شريعتى سبزوارى
39
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
مسائل فلسفهء تعقلى قابل آزمايش عملى نيست ، زيرا مثلًا نمىتوان آزمايش كرد كه آيا وجود اصيل است يا ماهيت ؟ و آيا دور و تسلسل ممكن است يا محال ؟ ب ) جمعى ديگر از دانشمندان جديد آن محدوديتى كه آن دسته در نظريهء بالا براى علم قائل شده بودند ، منكرند و معتقدند كه در ماوراى محسوسات نيز مىتوان قضاوت كرد : بعضى از اين دانشمندان اين نظريه را از آن جهت دارند كه به تصورات فطرى عقلى مستقل قائلند ؛ از قبيل دكارت و پيروانش و بعضى ديگر راه شهود و عرفان و سير باطن را پيشنهاد و پيروى كردهاند ( فلسفهء هانرى برگسون ، فيلسوف معروف عصر اخير متكى به اين نظريه است ) و بعضى ديگر از راه ديگر . و ما در اينجا خود را نيازمند به بيان نظريات آنان نمىدانيم . دراين مقاله در ضمن اينكه « پيدايش كثرت در ادراكات » بيان مىشود ، به هر دو اشكال منكرين اعتبار فلسفهء تعقلى پاسخ داده مىشود . از طرفى در خلال بيان كيفيت حصول تكثر در ادراكات ، گفتگوى مفاهيم متافيزيكى به ميان خواهد آمد و معلوم خواهد شد كه اين مفاهيم از جنبهء علمالنفسى معتبرند و با آنكه مستقيماً از راه حواس وارد ذهن نشدهاند ، منشأ صحيح و معتبر دارند و از طرف ديگر از جنبهء منطقى ثابت خواهيم كرد كه تنها معيار و محك صحت و سقم قضايا تجربه و آزمايش علمى نيست ، و حتى خود تجربيون ( بدون توجه ) به يك سلسله قضاياى فكرى خواه ناخواه اعتقاد جزمى دارند كه قابل تجربه و آزمايش عملى نيست . به علاوه در آينده معلوم خواهد شد كه بشر تا قبلًا به يك سلسله قضاياى غير تجربى اعتقاد نداشته باشد نمىتواند هيچ قضيهء تجربى را بپذيرد . [ بيان چند نكته ] در خاتمه از بيان چند نكته ناگزيريم : 1 . اختلاف نظرى كه در مسئلهء « راه حصول علم » بين علماى شرق و غرب و حسى و عقلى هست مربوط به علوم و ادراكات تصورى ، يعنى تصورهاى سادهء ابتدايى ( خالى از